افول روایت واقعیت؛ چرا کتاب‌های غیرداستانی از نفس افتاده‌اند؟

کتاب‌های غیرداستانی که زمانی ابزار اصلی فهم سیاست، بحران‌های اجتماعی و آشفتگی‌های جهانی بودند، این روزها با کاهش فروش و بی‌میلی مخاطبان روبه‌رو شده‌اند. داده‌های تازه نشان می‌دهد فروش آثار غیرداستانی در یک سال گذشته بیش از ۸ درصد افت داشته؛ کاهشی که حتی از رمان نیز شدیدتر بوده و زنگ خطری جدی برای این بخش از نشر به‌حساب می‌آید.

ناشران و نویسندگان از بازاری سخن می‌گویند که به‌شدت محتاط و ریسک‌گریز شده است. بسیاری از ایده‌های غیرداستانی تنها زمانی شانس انتشار دارند که ظرفیت تبدیل شدن به آثار پرزرق‌وبرق رسانه‌ای را داشته باشند. در نتیجه، تمرکز از ایده‌های نو و پژوهش‌محور به سمت چهره‌ها و دنبال‌کننده‌های شبکه‌های اجتماعی رفته و کتاب‌ها گاه بیش از آنکه ضرورتی فرهنگی باشند، به ادامه همان فضاهای مجازی شبیه شده‌اند.

خستگی جمعی یکی از عوامل مهم این عقب‌نشینی است. در جهانی پر از خبرهای تلخ و بحران‌های پی‌درپی، بخشی از مخاطبان دیگر حوصله خواندن تحلیل‌های عمیق را ندارند و به‌جای فهم، به دنبال گریز هستند. همین مسئله رشد ژانرهایی مانند رمانتزی و کتاب‌های خودیاری را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد موج توجه به موضوعات عدالت اجتماعی که پس از سال ۲۰۲۰ اوج گرفته بود، نتوانسته تغییری پایدار در ساختار بازار کتاب ایجاد کند.

 

 

در کنار این‌ها، غیرداستانی با رقبای قدرتمندی نیز روبه‌روست؛ پادکست‌ها، ویدیوها و محتوای صوتی رایگان که همان اطلاعات را سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر در اختیار مخاطب می‌گذارند. با این حال، این رقابت به معنای پایان کتاب نیست. کتاب‌های صوتی غیرداستانی رشد قابل‌توجهی داشته‌اند و در برخی موارد حتی فروش آن‌ها از نسخه‌های چاپی پیشی گرفته است.

آنچه امروز در معرض خطر قرار دارد، نه فقط میزان فروش، بلکه جایگاه روایت‌های عمیق و دقیق از واقعیت در فرهنگ عمومی است. در دوره‌ای که فشارهای سیاسی و محدودیت‌های آموزشی افزایش یافته، کتاب‌هایی که امکان فهم جدی و انتقادی جهان را فراهم می‌کنند، شاید کمتر خوانده شوند، اما بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارند؛ حتی اگر بازار، فعلاً روی خوشی به آن‌ها نشان ندهد.